+:.. بهــــنام ..:+ +..: alone :..+
...لطفا تا وب کامل باز میشه صبر کنید با تشکر نویسنده:بهنام فرج الهی
پشت این بغض
کاش میشد فریاد بزنم: پایان نمک روزخم من نپاش من زخمیه غرورتم دلم نمیاد اما آدم های خیانت کار باید نفرین بشن . . . !
الهی که یه آب خوش از تویه گلوت پایین نره الهی تویه زندگیت بیوفته صد هزار گره الهی چشمای سیاهت وفا از هیچکس نبینه نفرین و لعنتت کنن لیاقت تو همینه الهی تنهات بزارن الهی در به در بشی الهی آتیش بگیری بسوزی خاکستر بشی میدونی فرقی نداره واسم بود و نبود تو الهی آتیش بگیره تموم تار و پود تو
طولانی ترین یلدامم اووووووووووومد طولانی ترین شب سال! این شعر رو خودم سرودم . . . ! داری میری پس خدافظ پاییزه دلگیر شب یلدا اومده و میگذره دیر به دیر پاییزه عاشق بار سفر رو بست زمستون یواشکی اومد جاش نشست جا گذاشتی غصه رو پاییزه عاشق ندو دنبال بهار چون نیست لایق چه بخوایم چه نخوایم زمستون اومده به مرگ من دیگه از بی وفایی بویی نده تصاویری که روشون بعد show picture رو بزنید
چه سخت .. به بهارم که نرسیدی خزانم را بنگر.................................
چقدر سخت عاشقت هستم ، چقدر آسون نمی فهمی... دیـدم منــم تــموم شــــــــــــــــــدم من ، تو ; ما یادت هست ؟ حالا : تو ، او ; شما من هم به سلامت بین ِ دوست داشتن و دوست نداشتن ِ تو زیادی مردد مانده ام ... من نه ! خودت که می دانی , من عجیب تو را دوست دارم ... تو را می گویم ... حس ِ تو را ... روبرویش می نشینی و از آن ترانه های عاشقانه را که هر روز صبح پشت ِ پنجره وقتی منتظرش ایستادی را می خوانی ... نگاهی از سر تمسخر به تو می اندازد و می رود ... بدون ِ اینکه حتی به خودش زحمت ِ شنیدن ِ یکی از این ترانه ها را بدهد ... و تو می مانی و و یک دنیا عشق و ترانه که دیگر مخاطب ندارد ... چه قدر دلم از آن روز هایی را می خواهد که فقط تو باشی و من و یک دنیا حرف ِ نگفته . از آن حرف هایی که دلم غنچ می رود وقتی می شنوم از زبان ِ تو ...! کاش تویی بودی برای ِ اینهمه دلتنگی های ِ دل ِ دیوانه ی من ...! احساس نوشت : تو را عجیب کم دارم ... احساس نوشت 1 : خیلی بیشتر از عجیب ...
احساس نوشت : چقد این روز ها خوب نیستم ... خستم ... خیلی !
آرام هم که بروی برای من رفته ای . لااقل تند برو که کمتر بماند داغ ِ رفتنت بر روی این دل ...!
امشب همه چـــی رو به راهه !!! همین که می روی از من هیچ نمی ماند و هیچ می ماند...
وقتی واقعیت ها , آدم را فریب بدهند می شود شبانه های مرا سحر باشی؟
زیر آوار های بیچارگی می سوزد برای آرزوهایی که روزی با رویا پدید آمدند با امید بزرگ و با واقعیت کشته شدند دلم برای تمام آرزوهای آبیم که حالا فقط تلی از خاکستر سیاهند می سوزد اما...ملالی نیست من دیریست به نابود شدن آرزوهایم عادت کرده ام
بخشیده بودم!!! همه را. حتی دلم را !!! و چه تاوان سنگینی بابت بخشیدنش دادم چه آسان له شدم و چه سخت فراموش کردم . اما خوشحالم که همه چیز تمام شد . برای همیشه . رفتی . رفتم . نمی گویم به امید دیدار . چون دیگر آرزوی دیدنت را ندارم . خداحافظ برای همیشه
ای مرا آزرده از خود، گر پشیمانی بیا نغمه های ناموافق گر نمی خوانی بیا تا که سر پیچیدی از راه وفا گفتم برو جز وفا اکنون اگر راهی نمی دانی بیا یک نفس با من نبودی مهربان ای سنگدل زان همه نامهربانی گر پشیمانی بیا تاب رنجوری ندارم در پی رنجم مباش گر نمی خواهی که جانم را برنجانی بیا خود تو دانی دردها بر جان من بگذاشتی تا نفس دارم اگر در فکر درمانی بیا دشمن جانم تو بودی درد پنهانم ز توست با همه این شکوه ها گر راحت جانی بیا ... حالا قدر میدونم ....حالا مردم رو شناختم........خیلی دیره...................
یادت ای دوست بخیر....... بهترینم خوبی؟ خبری نیست ز تو...دل من میخواهد...که بدانی بی تو.. دلم اندازه دنیا تنگ است... می سپارم همه زندگیت را به خدا........................
طرف میره....۲باره برمیگرده
مثل کبریت کشیدن در باد دیدنت دشوار است من که به معجزه عشق ایمان دارم میکشم اخرین دانه کبریتم را در باد هرچه بادا باد انچه ها ارزوی توست،درباره اش خیال پردازی کن . هر کجاکه ارزو داری برو... و هر انچه را که ارزو داری جستجو کن. زیرا زندگی همان گونه است که تو به ان شکل می دهی............ با تمام وجود زندگی کن و همیشه به رغم دشواری ها لبخند بزن. زندگی تنها نفس کشیدن نیست زندگی راستین زمانی است که نفس انسان را می گیرد.
عمری با غم عشقت نشستم به تو پیوستم واز خود گسستم ولیکن سرنوشتم این سه حرف بود تو را دیدم. پرستیدم . شکستم ┊ ┊┊ ┊┊ ✿ درد عشق
من نه عاشقم نه عشقی دارم نه داشتم نه خواهم داشت!!!!!!!!!!!!! بعدشم چرا هرکی نظر میده خودشو معرفی نمیکنه ها؟ اسماتونم نمیگین؟ زیبا است من همانم که نمی دانی کیست!! من همانم که نفهمیدی کیست!! آری من خودم بودم نفهمیدم کیست!! باشه خودمو میشکم.................. خودکشی: عاقبت تو جوان در عشق های امروزی با تو هستم دانشجو و... که یک روزه عاشق میشوی. این عاقبت عشق های خام است. پس قبل عاشق شدن فکر کن!!! فهمیدی؟؟؟
یه سری چیزا هست کاش میشد مینوشتم ......... از خودم از روزگارم ........ اما نمیشه افسوس.........گفتنشم سخته...........................................!!
یکی اینجا پیدا میشه من حرفامو بهش بگم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ قانون پايستگي واحد: واحد ها نه از بين ميروند و نه پاس ميشوند بلکه از ترمي به ترمي ديگر انتقال ميابد چه ربطی داشت؟؟؟؟؟؟؟؟
تو که ميدانستي با چه اشتياقي…خودم را قسمت ميکنم پس چرا …زودتر از تکه تکه شدنم… جوابم نکردي…ب راي خداحافظي …خيلي دير بود…خيلي دير.............................. زیبا است من همانم که نمی دانی کیست!! من همانم که نفهمیدی کیست!! آری من خودم بودم نفهمیدم کیست!! کی میتونه بعد تو محرم راز من بشه؟ کی میتونه بعد تو همه نیازه من بشه؟ کی جاتو میگیره ودردو دلامو گوش میده؟ کی دیوونه کردنو مثل چشات خوب بلده؟ بعضی وقتا میام و یواشکی میبینمت وقتیکه غنچه بودی خودم باید میچیدمت کی به جای من برات شبا لالایی میخونه؟ شنیدم اون غریبه قدر تو رو نمی دونه غریبه تورو خدا عشقمو اذیت نکنی قول مردونه بده... بهش خیانت نکنی قول بده چشمای اون هیچ موقع اشکو نبینه قول بده که هیچ شبی چشم انتظارت نشینه....... حالا که اومدی . حالا که باهام خوبی . نری و باز تنهام بزاری......
برف بارید و خدا پاکی خود را به زمین هدیه کرد. زمین مغرور شد که سفید است، پاک است چون دل خدا
كودكي كنجكاو مي پرسد: لبت را بر لبم بگذار که با یک بوسهات این پازل سرگشته را تکمیل خواهی کرد... ترک برداشت دلم چه سخت .. كاش مي شد باقي سالهاي زنده بودنم را پيش فروش ميكردم ؛ آنوقت با دارائي ام بليط سفر مي خريدم. افسوس... كه اگر چوب حراج هم بزنم باز خريداري نيست.... بی گدار که به آب زدم زمستان بود تمام آرزوهایم نقش بر آب شد و یخ بست ...
چقدر دلم تنگ.. برای خواندن جملات زیبا از تنهایی ادامه مطلب رو ببینید
این پست رو مخصوص اونایی که خیلی تنها و دل شکسته هستن نوشتم ولی این جمله رو فراموش نکنیم که خدا با اون همه عظمت و قدرتش تنهاست ، پس تنهایی بد نیست . . .
ای اشک ، آهسته بسوز که غم زیاد است ای شمع ، آهسته بسوز که شب دراز است . . .
در درون ذهن من هرگز نمیمیرد کسی / مرگ احساس مرا ماتم نمیگیرد کسی رفته ام من سال ها از خاطرات این و آن / یک سراغ ساده هم از من نمیگیرد کسی . . .
صدای شکستن فلبم را نشنیدی چون غرورت بیداد میکرد اشک هایم را ندیدی ، چون محو تماشای باران بودی ولی امیدوارم آنقدر در آینه مجذوب نشده باشی که حداقل زشتی دیو خود خواهیت را ببینی باشد که با دیگران چنان نکنی که با من کردی . . . من و شمع نیمه جون امشب بس که باریدیم شب به تنگ آمد بي تو مهتاب شبي باز از آن كوچه گذشتم همه تن چشم شدم خيره به دنبال تو گشتم شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم، شدم آن عاشق ديوانه كه بودم در نهانخانه ي جانم گل ياد تو درخشيد باغ صد خاطره خنديد عطر صد خاطره پيچيد يادم آمد كه شبي با هم از آن كوچه گذشتيم پرگشوديم و در آن خلوت دلخواسته گشتيم ساعتي بر لب آن جوي نشستيم تو همه راز جهان ريخته در چشم سياهت من همه محو تماشاي نگاهت آسمان صاف و شب آرام بخت خندان و زمان رام خوشه ماه فرو ريخته در آب شاخه ها دست برآورده به مهتاب شب و صحرا و گل و سنگ همه دل داده به آواز شباهنگ يادم آيد : تو به من گفتي : از اين عشق حذر كن! لحظه اي چند بر اين آب نظر كن آب ، آئينه عشق گذران است تو كه امروز نگاهت به نگاهي نگران است باش فردا ، كه دلت با دگران است! تا فراموش كني، چندي از اين شهر سفر كن! با تو گفتم : "حذر از عشق؟ ندانم! سفر از پيش تو؟ هرگز نتوانم! روز اول كه دل من به تمناي تو پر زد چون كبوتر لب بام تو نشستم، تو به من سنگ زدي من نه رميدم، نه گسستم" باز گفتم كه: " تو صيادي و من آهوي دشتم تا به دام تو درافتم، همه جا گشتم و گشتم حذر از عشق ندانم سفر از پيش تو هرگز نتوانم، نتوانم...! اشكي ازشاخه فرو ريخت مرغ شب ناله ي تلخي زد و بگريخت! اشك در چشم تو لرزيد ماه بر عشق تو خنديد، يادم آيد كه از تو جوابي نشنيدم پاي در دامن اندوه كشيدم نگسستم ، نرميدم رفت در ظلمت غم، آن شب و شب هاي دگر هم نه گرفتي دگر از عاشق آزرده خبر هم نه كني ديگر از آن كوچه گذر هم! بي تو اما به چه حالي من از آن كوچه گذشتم مي دوني وقتي خدا داشت بدرقه ام مي کرد بهم چي گفت ؟ جايي که مي ري مردمي داره که مي شکننت نکنه غصه بخوري تو تنها نيستي تو کوله بارت عشق مي ذارم که بگذري قلب مي ذارم که جا بدي اشک مي دم که همراهيت کنه و مرگ که بدوني بر مي گردي پيش خودم... به قلبهای داخل تصویر نگاه کنید............ یه دوستمم خودشو معرفی نمیکنه..........حالا فهمیدین چرا تنهام؟ نه ریز علی پیراهن اضافه................................................................<<<<<<< تولــــــــــــــدت مبــــــــــــارک تولــــــــدت مبــــارک تولدت مبارک تولدت مبارک
فقط سكوت ميكنم و به ثانيه ها كه پشت پنجره پژمرده ميشوند خيره ميشوم ! و در اغاز دلتنگي طاغچه، عكس نگاهت را ميخ ميكنم. بايد سالها به اين عكس زل بزنم، ديريست اما زود ميرسد!!!!!!!!!!!
عشق ان چیزی نبود که فکر میکردم . باید فرضیه ها را باور کرد میدانم روزی عشق ثابت خواهد شد نه با منطق و علم بشری که پر از غرور و تکبره روزی که خواهیم رفت روزی که یک احساس شیرین مارا از تمام منطق هایی که داشتیم رها کند اری ان روز است که به تمام انان که عشق را به سخره گرفتن و ان را با نام دوستی اعتباری کردند ثابت خواهم کرد که جاودانگی رمزیست برای زیباتر شدن میمانم و تا ان روز کاسه ی پلکهایم را پر از اشک نگه میدارم شاید سمت خدا این بغض من شکسته شود ................... باید فراموش کنم تمام ثانیه های ماندن را........باید تنها شوم .تنها تهااااااااااااااااااااااااا ماه در قاب شب تنهاس باید با چشمهایم سریع تر عکس بگیرم.................باید بروم
آخــــــه تا کـــــــــــي بکشم منــــــــت چشماي تو رو يه روز آ فتابي مي شي يـه روزي ام ابــــــري وسرد اين همه ميان ســـــــــــــــراغم به هــــــــواي عاشقي چرا هر کسي رو دوست داري تو رو دوست نداره دلاي دريـــــــــــايي شونو به رخ من مــــــــي کشن مــــــــنومنتظر بــــــــذار هر جوري که تــو راحتي دوســــــــــت دارم تـــــــــــمام دنيا رو بدم تا بدونم تا يــــــــــــــــــــادم نرفته يک بار ديگه واست بگم من برای سالها می نویسم سالها بعد که چشمان تو عاشق می شوند افسوس که قصه مادربزرگ درست بود همیشه یکی بود و یکی نبود ...
رسم اين شهر عجيب است بيا برگرديم ، شب چو بمیرم به سرکوی تو زنده شوم صبح دم از بوی تو می گذری خنده کنان از برم می نگرم گریه کنان روی تو
دزدی بلد نبودم حتی با کلیدی که در دستم بود فقط دربهای پشت سرم را قفل کردم تمام من را تو از من دزدیدی گناه من این بود که فقط دوستت داشتم تنها ترین آدمه رو زمینم ..........عادتمه به خاک غم بشینم یه دوست هم منو تنها گذاشت..........تو دیگه چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ تسلیت قلـــــــــب صبورم کاش هیچوقت بزرگ نمیشدم......................کاش وجود نداشتم
ای دلم زهر جدایی را بخور/ چوب عمری بی وفایی را بخور ای دلم دیدی که ماتت کرد و رفت / خنده دای برا خاطراتت کرد و رفت من که گفتم این بهار افسردنی است / من که گفتم این پرستو رفتنی است آه عجب کاری بدستم داد دل / هم شکست و هم شکستم داد دل . . .
من آن گلبرگ مغرورم که میمیرم ز بی آبی ولی با منت و خواری پی شبنم نمیگردم . . .
چه زود ازم خسته شدی چه زود از یاد بردی منو چه زود یکی دیگه اومد جامو گرفت تو دل تو بهم وفا نکردی و تیشه زدی به قلب من منو به غم نشوندی و گذشتی از کنار من نمیدونم به جرم عشق یه عمره که زندونیم توی آتیش غم تو یه عمره دارم میسوزم
من از بازی نور در وادی بی قلب ظلمت ها نمی ترسم من از حرف جدایی ها اس ام اس بی وفایی اس ام اس برای کسی که بی وفایی کرده اس ام اس بی وفا مسیج برای کسی که بی وفایی کرده اس ام اس جدایی و بی وفایی اس ام اس دلشکسته و بی وفایی
افسوس که بشکست دلم آنکس که قبلهگاهم بود زین روزگار بی وفایی با من یار گرماگرم نگاهم بود زیر باران زیر فانوس شب در این مهتاب با اشک خود ترانه بیوفایی گویم ز مهتاب ...
در دو چشمت نبود تصويرم وفای شمع را نازم که بعد از سوختن به صد خاکستری در دامن پروانه میریزد نه چون انسان که بعد از رفتن همدم گل عشقش درون دامن بیگانه میریزد
من آن گلبرگ مغرورم که میمیرم ز بی آبی ولی با منت و خاری پی شبنم نمی گردم
خدایا کمکم کن بتونم فراموشش کنم......
به قدر هر چه گل دیدم مرا ازار کردی تو
چه کس آیا به سان ِ ما عشق ورزید؟
خیانت........................مرگ این وبلاگ برای کسی نیست......واسه دلمه..... چون بهم خیانت کرد.....................
دل نوشته های بهنام::::
شاید محال نیست......
تو کیستی که من اینگونه بی تو بی تابم ؟ تو چرا احساس تنهایی می کنی .......................... زندگی به این قشنگی به قول سهراب : اینارو نمیدونم کی نوشته................واسم نظر گذاشته................اسمتو بگو
آی لاو یو چشم چشم دو ابرو نگاه من به هر سو، پس چرا نیستی پیشم؟ نگاه خیس تو کو؟ گوش گوش دوتا گوش، یه دست باز یه آغوش، بیا بگیر قلبم، یادم تو را فراموش، چوب چوب یه گردن، جای نری تو بی من! دق میکنم میمیرم، اگه دور بشی از من، دست دست دوتا پا، یاد تو مونده اینجا، یادت میاد که گفتی، بی تو نمیرم هیچ جا ـ من؟ من؟ یه عاشق، همون مجنون سابق ***************************************************************** تورا دوست مي دارم..... تورا به جاي همه روزگاراني که نمي زيسته ام دوست ميدارم .... براي عطر گستره بيکران وبراي عطر نان گرم براي برفي که اب مي شود براي نخستين گل تو را براي دوست داشتن دوست مي دارم.......... ***************************************************************** آره آره آره آره ......خيلي سختي تمومه اون چيزهاي که تو ذهنت با اون سختي يک دفعه خراب بشه و بفهمي چيزي جز يک وهم وخيال ساده نبوده .........اما تقصير اون نيست ...مقصر خودم بودم که جرات نداشتم بگم تمام رويا وفکرم اونه .....مقصر اون نبود مقصر خودم بودم که حواسم نبود نگاه عاشق اون مال يکي ديگه است ومن فقط تو مسير نگاهش بودم نه هدف نگاهش .....تو اگه واقعا دوسش داري بهش بگو ...نترس ... ***************************************************************** زِ هوش یاران عالم هر که را دیدم غمی دارد _-×-_ ای دِلا دیوانه شو دیوانگی هم عالمی دارد
چه راحت قیدمو زدی
یادمان باشد اگر شاخه گلی را چیدیدم وقت پرپر شدنش ساز ونوایی نکنیم پر پروانه شکستن هنر انسان نیست گر شکستیم ز غفلت من ومایی نکنیم وبه هنگام نیایش سر سجاده ی عشق جز برای دل محبوب دعایی نکنیم و اگـر خـاطـرمـان تنـها شد طـلب عـشق ز هـربی سروپایـی نکنـیم !
تو می آیی یقین دارم زمانی که مرا در بستری سرد میان خاک بگذارند تو می ایی...یقین دارم
شاید باورت نشه ولی این واقعا آرزوم بود آخرین آرزوی دفن شد ه ی من: وقت رفتنت فقط یه لحظه برمیگشتی... توچشای غرق اشکم فقط یه لحظه محو میشدی با یه صدای لرزون با یه ترنم میگفتی دوست دارم اما
سکوت ميکنم اي مهربونه دلتنگم مراچون تو همه ذوق نغمه خواني رفت چه شدآن عشق آهاي مهربونه دلتنگم وفاومهر من آن عطر مهرباني رفت گله دارم .من از خدا گله دارم كه چرا در هر قدمم مي خوره گره كارم ديگه پر شده از ناله دل پارم كه چرا خوبي هاي دنيا برام نصفه كارس وقتي غرق مي شم زيرسيل كارم وقتي نميشه بدست بيارم من دل يارم وقتي شونه اي ندارم من روش سر بذارم ميگم گله دارم گله از اين دل زارم مي گي كفر نگو تو هم شكر كنش باز ولي وقتي شب رفت و اينجا صبح شدش باز تا خورشيد تابيد رو مشكلي كه تو دل من يوده حالا منم و روزگار و يه دوئل مردونه ميگم بكش خودتو بذار يه نفسي بكشي وقتي داري راه زندگيتو عوضي ميكشي به مشكلاتم ميگم من دوباره نميخوام چرا سختي واسه منه خوشي مال رفقيام از شانس بد ما هم جاده تنگ ميشه.وقتي دست به طلا هم ميزني سنگ ميشه جاي اينكه خدا واسه مشكلم پا پيش بذاره كاري كرده صبح و شب رو سرم آتيش بباره. گله دارم آره من از خدا گله دارم

بیدی شکسته
که خیال می کرد
با این بادها نمی لرزد ...
دوباره دلم شکست...از همان جای قبلی...
کاش میشد آخر اسمت نقطه گذاشت تا.!
دیگر شروع نشوی.....کاش میشد فریاد بزنم: "پایان"...
دلم خیلی گرفته.....
اینجا نمیتوان به کسی نزدیک شد!
آدمها از دور دوست داشتنی ترند..........
بااین همه بدی ببین هنوزسنگ صبورتم
ازدردمن قصه نگوقصه ی من تکراریه
مردن من همیشگی واسه دل توعادیه
جلوچشم غریبه هاچقدرخاروحقیرشدم
هیچی ازم نذاشتی تووقتی دیدی اسیرشدم
وقتی نبودم هیچکسی بادلت هم بازی نبود
خاک سیاه نشوندیم ودلت هنوزراضی نبود
عشقتوتوسرم نزن انقدربهم نگوبمیر
تموم هستیم مال توغرورمو ازم نگیر
چراهمیشه تبرت رو ریشه ی دل منه؟
بگوچراقلب منه بایدهمیشه بشکنه؟
چه روزایی که سوختمو به پای توحروم شدم
یه عمری من دل بستم و توچشمای توگم شدم
دیگه چی میخوای ازدلم؟هرچی که میخواستی دیدی
به عشق پاک وبی ریام توی دلت میخندیدی!
![]()
غروب شد خورشید رفت...
آفتابگردان دنبال خورشید میگشت....
ناگهان ستاره ای چشمک زد
آفتابگردان سرش را پایین انداخت....
آری گلها هیچوقت خیانت نمی کنند...
باسلام لطفا از تمام مطالب این وب از سال۸۷ تا به الان در آرشیو سایت دیدن کنید با تشکر
![]()
![]()
این شکلی دیده میشن یه راست کلیک کنید
هم پاییز باشد !
هم ابر باشد !..
هم باران باشد ..!
هم خیابان ِ خیس باشد ..
امـــــا..
نه تـــــو باشی ..
نه دستی برای فشردن باشد !..
نه پایی برای قدم زدن باشد و ..
نه نگاهـــی برای زل زدن....![]()

خونـم حـلال ولـی بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدون
به پایه تو حــروم شــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم
اونیکه عاشـق شده بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــود
بد جوری تو کارتو مونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد
برای فاتحه بهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت
حالا باید فاتحه خونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد
تــــموم وســـعت دلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو
بـه نـام تـو سنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد زدم
غــرور لعنتی میگفــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت
بازي عشـــــقو بلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم
از تــــو گــــله نمیکنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
از دســـت قــــلبم شاکیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
چــرا گذشتـــم از خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــودم
چــــــــراغ ره تـاریکــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــیم
دوسـت ندارم چشمای مــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن
فردا بـه آفتاب وا بشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه
چه خوب میشه تصمیم تــــــــــــــــــــــــــــــــو
آخـر مـاجرا بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــشه
دسـت و دلت نلــــــــــــــــــــــــرزه
بزن تیر خــــــــــــــــــلاص رو
ازاون که عاشقــــت بود
بشنواین التماسرو
ــــــــــــــــــــــ
ـــــــــــــــ
ـــــــــــ![]()
تمام شد …
![]()
![]()



این روزها
عجیب طعم ِ تلخ ِ تنهایی را می چشم
تو که نیستی
خاطره هایت مدام و بی وقفه در من تکرار می شوند
و هی یادآور ِ نبودن های تو می شوند
و هر بار من
بیشتر دلم برایت تنگ می شود ...


![]()
تولدم مبارک.........دم همراه اول گرم یه تبریکی بهم گفت............... ![]()
![]()
از لبه پرتگاه...
از پا...
از نفس...
از اين ور بوم...
از دماغ فيل...
از چاله به چاه...
از عرش به فرش...
از چشــــم...
از چشـــــــــــــــــــــــــــم...
همه چــی آرومـ ِ آرومــ ِ ... باورتــ ميشه؟
ديگه ياد گرفتــــم شبـــا بخوابم
نگرانـَم نباشـ !
همه چـــی رو ياد گرفته ـَم!
ياد گرفتــم چــ ِ جــوری با تــــو باشم بدون اینكه تو باشـــی!
ياد گرفتـــم چــ ِ جــوری نبودنت رو با رويایــ ِ با تو بودن ...
و جایــ ِ خالي ـت رو با خاطراتـ ِ با تو بودنــ پـُـر كنم!
تو نگرانم نباش!
همه چـــی رو ياد گرفته ـَم!
راه رفتن در دنيايــ ِ بدون تو رو يـــاد گرفتـــم
ياد گرفتـــم كه چــ ِ طور بــي صدا گريـــه كنم
ياد گرفتـــم چطور صدایــ ِ هق هق گريه ـَم رو با بالشتم بـــي صدا کنم
و مهم تر از همه ياد گرفتــــم كه به يادت زنده باشم و زندگـــی كنم!
اما هنوز يه چيز هست كه ياد نگرفتـــم...
اینکـــه چــ ِ جـــوری...!!! واسه هميشه خاطراتت رو از صفحه دلم پاکــ كنم...
و نميخوام هيچ وقت ياد بگيــــرم
نگران نباش!!!
" فـــراموش كــردنت "رو هيچ وقت ياد نخواهـــم گرفت...!!
![]()

چه کار می شود کرد ؟
روزگاریست که حقیقت هم لباسی از دروغ بر تن کرده است
و راست راست توی خیابان راه می رود
عشق نشسته است کنار خیابان ,
کلاهی کشیده بر سر
و دارد گدایی می کند
و مرگ ,
در قالب دخترکی زیبا ,
گلهای رز زرد می فروشد.![]()
به بهارم نرسیدی به خزانم بنگر


![]()
در صحرای دلم گلی بودی که در زیر باران چشمانم شکوفه دادی
برایم همچو گلی شدی اگر محروم از آب باشد پژمرده خواهد شد
در تارکی قلبم مانند خورشید طلوع کردی تا با جاودانگی خود تمام سیاهی ها را از روزگار ذهنم دور کنی..
مانند خون در رگهای من جریان پیدا کردی.!
کاری با ضربان قلبم کردی که اگر نباشی دیگر نمیزند
با آن قلب دیوانه ام کاری کردی که هر ثانیه تورا طلب میکند .
روزی که نباشی از بی قراری و از غم دوریت آرم یک گوشه میمیرد.
در تک تک لهحظه هایم تو را میبینم که با منی .
حتی یک لحظه هم از خاطرم بیرون نمیروی چون یک ثانیه هم بی تو یک عمر است!
نمیدانم احساساتم را برایت چگونه بیان کنم که از آن با خبر باشی؟
فقط میگویم که تنها برای این قلب عاشقم تنها ترینی
رفتن ... همه رفتن دیگه کسی دور و برم نیست...........
![]()


┊ ┊┊ ✿✿
┊ ┊┊
┊ ✿✿
┊
من پذیرفتم که عشق افسانه است
این دل درد آشنا دیوانه است
می روم شاید فراموشت کنم
با فراموشی هم آغوشت کنم
می روم از رفتن من شاد باش
از عذاب دیدنم آزادباش
گر چه تو تنها تر از ما می شوی
آرزو دارم ولی عاشق شوی
آرزو دارم بفهمی درد را
تلخی بر خوردهای سرد را... ! ![]()
فکر میکنید من خیلی بی جنبه ام که


![]()
![]()
.
.
.
.
و خدا با آفتابی، اشتباه زمین را به وی گوشزد کرد
ايها الناس ، عشق يعني چه؟
دختري گفت: اولش رويا
آخرش بازي است و بازيچه
مادرش گفت: عشق يعني رنج
پينه و ز خم و تاول كف دست
پدرش گفت: بچه ساكت باش
بي ادب ، اين به تو نيامده است
رهروي گفت: كوچه اي بن بست
سالكي گفت: راه پر خم و پيچ
در كلاس سخن معلم گفت:
عين و شين است و قاف ، ديگر هيچ
دلبري گفت: شوخي لوسي است
تاجري گفت : عشق كيلو چند؟
مفلسي گفت: عشق، پركردن
شكم خالي زن و فرزند
شاعري گفت: يك كمي احساس
مثل احساس گل به پروانه
عاشقي گفت: خانمان سوز است
بار سنگين عشق بر شانه
شيخ گفتا: گناه بي بخشش
واعظي گفت : واژه بي معناست
زاهدي گفت: طوق شيطان است
محتسب گفت: منكر عظما است
قاضي شهر عشق فرمود
حد هشتاد تازيانه به پشت
جاهلي گفت: عشق را عشق است
پهلوان گفت: جنگ آهن و مشت
رهگذر گفت: طبل تو خالي است
يعني آواز آن ز دور خوشست
ديگري گفت: از آن بپرهيزيد
يعني از دور كن بر آتش دست
چون كه بالا گرفت بحث و جدل
بين آن قيل و قال من ديدم
طفل معصوم با خودش مي گفت:
من فقط يك سوال پرسيدم !
![]()
آنقدر که تو سرد و گرمش کردی...
هم پاییز باشد !
هم ابر باشد !..
هم باران باشد ..!
هم خیابان ِ خیس باشد ..
امـــــا..
نه تـــــو باشی ..
نه دستی برای فشردن باشد !..
نه پایی برای قدم زدن باشد و ..
نه نگاهـــی برای زل زدن....
داشتن توست...
:ادامه مطلب:![]()
خدایا آیینه جانم از غم تنهایی به سنگ آمد
در این شبهایی که می سوزم من به حال تو دیده می دوزم
من چه می سوزم دیده می دوزم
توای شمع واپسین شعله تا سحر چه جانانه می سوزی
سراپا آتش شده جانت در عزای پروانه می سوزی
بیا بیا شمع نیمه جان آشنا به راز شبم تویی
به او بگو قصه مرا همنوای تاب و تبم تویی



![]()
![]()
دلم تنگ شدهها را، عاشقتمها را…
این جملهها را که ارزشمندند الکی خرج کسی نمیکنی!
باید آدمش پیدا شود!
باید همان لحظه از خودت مطمئن باشی و باید بدانی که فردا، از امروز گفتنش پشیمان نخواهی شد!
سِنت که بالا میرود کلی دوستت دارم پیشت مانده، کلی دلم تنگ شده و عاشقتم مانده که خرج کسی نکردهای و روی هم تلنبار شدهاند!
فرصت نداری صندوقت را خالی کنی.! صندوقت سنگین شده و نمیتوانی با خودت بِکشیاش…
شروع میکنی به خرج کردنشان!
توی میهمانی اگر نگاهت کرد اگر نگاهش را دوست داشتی
توی رقص اگر پابهپایت آمد اگر هوایت را داشت اگر با تو ترانه را به صدای بلند خواند
توی جلسه اگر حرفی را گفت که حرف تو بود اگر استدلالی کرد که تکانت داد
در سفر اگر شوخ و شنگ بود اگر مدام به خندهات انداخت و اگر منظرههای قشنگ را نشانت داد
برای یکی یک دوستت دارم خرج میکنی برا ی یکی یک دلم برایت تنگ میشود خرج میکنی! یک چقدر زیبایی یک با من میمانی؟
بعد میبینی آدمها فاصله میگیرند متهمت میکنند به هیزی… به مخزدن به اعتماد آدمها!
سواستفاده کردن به پیری و معرکهگیری…
اما بگذار به سن تو برسند!
بگذار صندوقچهشان لبریز شود آنوقت حال امروز تو را میفهمند بدون اینکه تو را به یاد بیاورند
غریب است دوست داشتن
و عجیب تر از آن است دوست داشته شدن...
وقتی میدانیم کسی با جان و دل دوستمان دارد ...
و نفسها و صدا و نگاهمان در روح و جانش ریشه دوانده؛
به بازیش میگیریم هر چه او عاشقتر، ما سرخوشتر، هر چه او دل نازکتر، ما بی رحم تر.
تقصیر از ما نیست؛
تمامیِ قصه هایِ عاشقانه، اینگونه به گوشمان خوانده شدهاند
![]()
در تمام رویاهایش باور می کند .
( و ) : وابسته ی تپش های قلب عاشقت هستم که به روح ساکن من حیات می بخشد .
( س ) : سرسپرده ی برق نگاه توام ، لحظه ای که مرا در آغوش گرمت میهمان کنی . ..
( ت ) : تک ستاره ی شبهای بی فانوسم شدی روزی که از خدا تکه ای نور طلب کردم .
( ت ) : تپش های قلبم در گرو عشق توست که در رگهای زندگیم جاریست .
( د ) : دوری از تو را باور ندارم ، حتی در رویا ، که من ذره ای از وجود عاشقت گشته ام .
( ا ) : آرام دل بیقرار و عاشقم در چشمان روشن تو موج می زند ، وقتی به دریای نا آرام اشکهایم می نگری .
( ر ) : راز مرگ دلتنگی هایم ، روزیست که دستان گرم تو پناه دستان سرد و بی نصیبم باشد .
( م ) : مهتاب می سوزد ، تا ابد ، در آتش عشقت . که درد را به جان خریده است در بازار عاشقی

![]()



![]()

بــــــــذار به پاي چي وعــــــــده ء بيــــــــجاي تو رو
کدوموبـــــــــــــــاور کنم گرما يا ســـــــرماي تو رو
من يادم مياد فقط چشـــــــــــــماي زيباي تـــــــو رو
نميدم حتــــــــــي به کس تلخي حــــــــرفاي تو رو
نمي دم به هيــــــــــچ کدوم يه موج دريـــايي تو رو
چـــــــــــي مي خــوام مگه فقط ساختن فرداي تورو
راز فتــــــــــــــح قلعهءقشنـــــــــــگ روياي تورو
من نمي دم به کسي تا عـــــــــــمر دارم جاي تو رو

![]()

قصد اين قوم فريب است بيا برگرديم ،
يک نفر بود در اين شهر که ما دل به نگاهش بستيم ،
خنده اش سرد و غريب است بيا برگرديم
![]()


مرگ آشنایی ها
من از میلاد تلخ بی وفایی ها می ترسم
خنده ات رنگ بي صدايي داشت
گويي آن چشم دگر خدايي داشت
![]()
خیانت را دوباره درد لم تکرار کردی تو
عجب دیوانه بودم من که بستم دل به چشمانت
وکار قلب این دیوانه را دشوار کردی تو
نمی بخشم تو را او را و هر کس را که بد باشد
خدایم خود تلافی می کند هر کا ر کردی تو
بیا تا خاکستر عتیق ِدل ِسوخته یی را باز جوییم,
و بگذاریم تا بوسه های ِ ما یکان یکان فرو افتند,
تا آن که آن گل ِتهی دوبار بر بالد.
بیا تا عشق بورزیم بدان عشقی که میوه های ِ خویش تباه کرد
و نقش و توانش به ژرفای ِ خاک فرو شد.
تو و من آن نوریم که استوار می داریم خار ِظریفِ بی زوالش را.
بیا بر آن عشق ِ مدفون به بسا روز گار ِ سردو
برف و بهارو ,خاموشی وخزان ,
نوری از یکی سیب ِ تازه بتا بیم ,
نوری از طراوت ِ منتشر ِ یکی زخم ِ تازه ,
به گونه ی ِ آن عشق ِ عتیق که در سکوت می گذرد
از میان ِ جاودانگی ِ دهان های ِ دفن شده .
این یک قطعه شعر از پا بلو نرودا شاعر همیشه عاشق
((((یه دوست)))) میتونی یه نشونی از خودت برام بزاری؟؟؟؟ ![]()
زندگی شیبی ست ,عشق سیبی ست و وای بر حال آن که در عشق پای بند نظم و ترتیبی ست ,,
اما تو قرار نبود آن وقت های تو جایشان را با وقت های من عوض کنند .قرار نبود عشق هم مثل گیلاس ,بوسه ,عیدی و تعطیلات تابستان اولش قشنگ باشد .قرار نبود کسی سختش باشد بگوید دوستت دارم .قرار نبود کسی به هوای نشکستن دل خودش بماند. قرار نبود هر چه قرار نیست باشد .
قرار تنها بر بی قراری بود وبس .
گمان نمی کنم گناه من سنگین تر از نگاه تو باشد ,اما یقین دارم که کودک دلت کمتر از پیش بهانه ی لالایی شعر گونه ام را می گیرد ,مهم نیست فقط یک چیز یاد همه بماند .
اگر اتفاقی که نباید بیفتد افتاد تنها برایت می نویسم خودت خواستی تقصیر من نبود .
زیر سایه ی امن ترین سایه بان هستی دلواپس دلواپسی یکدیگر باشیم.
![]()
ان کس که درد عشق بداند
اشکی بر این سخن بفشاند
این سان که ذره های دل بی قرار من
سر در کند عشق تو جان در هوای توست
شاید محال نیست که بعد از هزار سال
روزی غبار ما را اشفته پوی باد
در دور دست دشتی از دیده ها نهان
بر برگ ارغوانی
پیچیده با خزان
یا پای جویباری
چون اشک ما روان
پهلوی یکدیگر بنشاند
ما را به یکدگر برساند
I LOVE YOU
شب از هجوم خیالت نمی برد خوابم.
تو چیستی که من از موج هر تبسم تو
بسان قایق سرگشته روی گردابم !
تو در کدام سحر ,بر کدام اسب سپید؟
تو را کدام خدا ؟
تو از کدام جهان ؟
تو در کدام کرانه ,تو از کدام صدف ؟
تو در کدام چمن ,همره کدام نسیم ؟
تو از کدام سبو؟
من از کجا سر راه تو امدم ناگاه !
چه کرد با من ان نگاه شیرین اه !
مدان پیش نگاهی مدام پیش نگاه !
ترا به هر چه گویی به دوستی سوگند
هر انچه خواهی از من بخواه صبر مخواه .
که صبر راه درازیست به مرگ پیوسته ست !
تو ارزوی بلندی ودست من کوتاه
تو دور دست امیدی وپای من خسته ست .
همه وجود تو مهر است وجان من محروم
چراغ چشم تو سبز ست و راه من بسته است
زندگي رسم خوشايندي است .
زندگي بال و پري دارد با وسعت مرگ ،
پرشي دارد اندازه عشق .
زندگي چيزي نيست ، كه لب طاقچه عادت از ياد من و تو برود.
زندگي جذبه دستي است كه مي چيند .
زندگي نوبر انجير سياه ، در دهان گس تابستان است .
زندگي ، بعد درخت است به چشم حشره .
زندگي تجربه شب پره در تاريكي است .
زندگي حس غريبي است كه يك مرغ مهاجر دارد.
زندگي سوت قطاري است كه در خواب پلي مي پيچد.
زندگي ديدن يك باغچه از شيشه مسدود هواپيماست .
خبر رفتن موشك به فضا ،
لمس تنهايي (( ماه )) ،
فكر بوييدن گل در كره اي ديگر .»
همینه بقیه چیز های زندگی همش الکیه........ تو هم بی خودی عاشقه کسی نشو..... کسی که نمی دونی حتی بهت فکر می کنه یا نه ........پسر خوبی باشو وبه حرف با با وما ما نت گوش بده![]()
خدایا![]()
![]()
....تا کی بشینم عکسشو نگاه کنم؟؟؟؟؟
دلم براش تنگ شده![]()
![]()
![]()
نمیدونم چشه....ازش خبری ندارم
.............. اون اون دیگه بهم نگاه هم نمیکنه![]()
![]()
چیکار کرم مگه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟![]()
![]()
![]()
دیگه بهم زنگ هم نمیزنه![]()
............................................................!!!!!از چیزی ناراحتی؟
میخوای تنهام بذاری...........؟
منتظرم نذار یه چیزی بهم بگو![]()
بخدا دوســـــتت دارممممممممممممممممممممممممممممممممم![]()
![]()
![]()






![]()
| قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |



